بررسی اینکه چرا بعضی تولیدکنندگان محتوا به جای تلاش برای محبوب بودن، آگاهانه بخشی از مخاطبان را ناراضی میکنند و حتی از ایجاد واکنشهای منفی به عنوان بخشی از استراتژی رشد خود استفاده میکنند
در نگاه اول به نظر میرسد هر تولیدکننده محتوا باید تمام تلاش خود را برای جلب رضایت مخاطبان انجام دهد. بسیاری تصور میکنند موفقیت در فضای اینترنت به این معناست که همه افراد شما را دوست داشته باشند و کمترین میزان مخالفت یا انتقاد را تجربه کنید. اما با نگاهی دقیقتر به رفتار برخی از موفقترین سازندگان محتوا، متوجه میشویم که واقعیت همیشه اینگونه نیست. برخی از آنها نهتنها از مخالفت مخاطبان فرار نمیکنند، بلکه گاهی عمداً شرایطی ایجاد میکنند که بخشی از کاربران از آنها ناراحت شوند، با آنها مخالفت کنند یا حتی نسبت به آنها احساس تنفر پیدا کنند.
این رفتار در ابتدا عجیب به نظر میرسد، اما پشت آن منطق مشخصی وجود دارد؛ منطقی که با نحوه کارکرد توجه، الگوریتمها و روانشناسی مخاطبان در اینترنت ارتباط مستقیم دارد.
بیتفاوتی خطرناکتر از تنفر است
بزرگترین مشکل بسیاری از تولیدکنندگان محتوا این نیست که مردم از آنها متنفرند؛ بلکه این است که مردم هیچ احساسی نسبت به آنها ندارند.
در فضای آنلاین هزاران کانال، صفحه و تولیدکننده وجود دارند که محتوای قابل قبول تولید میکنند اما در ذهن مخاطب باقی نمیمانند. کاربران ویدیوهای آنها را میبینند، چند دقیقه سرگرم میشوند و سپس به سرعت آنها را فراموش میکنند. در مقابل، افرادی که واکنشهای شدید ایجاد میکنند معمولاً مدت بیشتری در ذهن مخاطبان باقی میمانند.
ذهن انسان به طور طبیعی نسبت به موضوعات بحثبرانگیز حساستر است. ما چیزهایی را که باعث خشم، تعجب، مخالفت یا هیجان میشوند راحتتر به خاطر میسپاریم. به همین دلیل برخی سازندگان ترجیح میدهند به جای اینکه برای همه قابل قبول باشند، شخصیتی داشته باشند که واکنشهای شدید ایجاد کند. آنها میدانند که دوست داشته شدن توسط نیمی از مخاطبان و متنفر شدن نیم دیگر، گاهی بسیار مؤثرتر از این است که همه نسبت به آنها بیتفاوت باشند.
مخالفت، تعامل ایجاد میکند
بخش بزرگی از اقتصاد اینترنت بر پایه جلب توجه بنا شده است. الگوریتمها معمولاً به دنبال محتوایی هستند که افراد را وادار به واکنش کند. این واکنش میتواند مثبت یا منفی باشد.
وقتی مخاطبان با یک محتوا موافق هستند، ممکن است آن را لایک کنند و از کنار آن عبور کنند. اما زمانی که با موضوعی مخالف باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که نظر بنویسند، آن را برای دیگران ارسال کنند یا درباره آن بحث کنند. همین رفتارها سیگنالهایی هستند که بسیاری از پلتفرمها آنها را نشانه جذاب بودن محتوا تلقی میکنند.
در نتیجه گاهی یک محتوای جنجالی که نیمی از مخاطبان از آن متنفرند، عملکرد بسیار بهتری از محتوایی دارد که همه نسبت به آن احساس خنثی دارند. برخی سازندگان به خوبی این موضوع را درک کردهاند و میدانند که مخالفت کنترلشده میتواند موتور قدرتمندی برای افزایش دیده شدن باشد.
داشتن موضع مشخص همیشه عدهای را ناراضی میکند
بسیاری از تولیدکنندگان در تلاشاند تا هیچ گروهی را ناراحت نکنند. آنها محتاطانه صحبت میکنند، از موضوعات حساس فاصله میگیرند و سعی میکنند همیشه در منطقه امن باقی بمانند. اما این رویکرد معمولاً باعث میشود شخصیت آنها کمرنگ و فراموششدنی شود.
در مقابل، سازندگانی که دیدگاههای روشن و مشخص دارند معمولاً واکنشهای شدیدتری دریافت میکنند. وقتی فردی موضع خود را صریح بیان میکند، به طور طبیعی بخشی از مخاطبان با او موافق و بخشی دیگر مخالف خواهند بود. همین موضوع باعث میشود هویت او شفافتر و متمایزتر شود.
بسیاری از چهرههای تأثیرگذار اینترنت دقیقاً به همین دلیل شناخته میشوند. آنها حاضر شدهاند بهای مخالفت برخی افراد را بپردازند تا بتوانند برای گروه دیگری از مخاطبان اهمیت واقعی پیدا کنند.
تنفر گاهی نشانه تأثیرگذاری است
هرچه یک فرد بیشتر دیده شود، احتمال مواجهه او با انتقاد نیز بیشتر خواهد شد. تولیدکنندهای که میلیونها نفر محتوای او را مشاهده میکنند، ناگزیر با دیدگاهها، ارزشها و سلیقههای کاملاً متفاوتی روبهرو میشود.
در چنین شرایطی تقریباً غیرممکن است که همه افراد از او رضایت داشته باشند. حتی تصمیمهای کوچک، شوخیها، نظرات شخصی یا تغییرات محتوایی میتوانند بخشی از مخاطبان را ناراحت کنند.
به همین دلیل برخی سازندگان پس از مدتی متوجه میشوند که تلاش برای جلب رضایت همه، انرژی زیادی میگیرد و در نهایت نیز موفقیتآمیز نیست. آنها ترجیح میدهند روی مخاطبانی تمرکز کنند که واقعاً با محتوایشان ارتباط برقرار میکنند و مخالفت دیگران را به عنوان بخشی طبیعی از مسیر رشد بپذیرند.
گاهی شخصیت منفی، خودِ محصول است
در برخی موارد، جنجال فقط یک پیامد ناخواسته نیست؛ بلکه بخشی از هویت برند محسوب میشود.
برخی سازندگان عمداً نقش فردی جنجالی، تحریککننده یا غیرقابل پیشبینی را بازی میکنند. آنها میدانند که مخاطبان کنجکاوند ببینند این بار چه حرفی خواهند زد یا چه واکنشی ایجاد خواهند کرد. در چنین شرایطی، خودِ شخصیت بحثبرانگیز به یک ابزار جذب مخاطب تبدیل میشود.
این روش میتواند در کوتاهمدت بسیار مؤثر باشد، زیرا توجه زیادی ایجاد میکند. با این حال خطرات قابل توجهی نیز دارد. اگر مرز میان جنجال و بیاعتمادی از بین برود، مخاطبان ممکن است به تدریج ارتباط خود را با سازنده از دست بدهند و اعتبار او آسیب ببیند.
همه تنفرها ارزش یکسانی ندارند
میان مخالفت سالم و نفرت واقعی تفاوت مهمی وجود دارد. بسیاری از سازندگان موفق میدانند که ایجاد بحث و اختلاف نظر میتواند مفید باشد، اما تلاش نمیکنند به هر قیمتی منفور شوند.
مخالفتی که از تفاوت دیدگاهها به وجود میآید میتواند به رشد گفتگوها کمک کند. اما نفرتی که بر پایه توهین، اطلاعات نادرست یا رفتارهای مخرب شکل بگیرد، معمولاً در بلندمدت به خود سازنده نیز آسیب میزند.
به همین دلیل تولیدکنندگانی که سالها در فضای آنلاین دوام میآورند، معمولاً میان جنجالآفرینی و تخریب اعتبار خود تعادل برقرار میکنند. آنها میدانند که توجه ارزشمند است، اما هر نوع توجهی الزاماً مفید نیست.
جمعبندی
برخی سازندگان عمداً اجازه میدهند بخشی از مخاطبان از آنها متنفر شوند، زیرا میدانند بیتفاوتی معمولاً خطرناکتر از مخالفت است. آنها با ایجاد واکنشهای قوی، دیده شدن خود را افزایش میدهند، هویت مشخصتری میسازند و مخاطبانی وفادارتر جذب میکنند. در بسیاری از موارد، مخالفت بخشی طبیعی از تأثیرگذاری است و هرچه دامنه نفوذ یک فرد بیشتر شود، تعداد مخالفان او نیز افزایش پیدا میکند.
با این حال مرز باریکی میان بحثبرانگیز بودن و از دست دادن اعتماد مخاطب وجود دارد. سازندگانی که این مرز را درک میکنند، میتوانند از قدرت مخالفت برای رشد استفاده کنند؛ اما کسانی که صرفاً به دنبال جنجال هستند، ممکن است در نهایت اعتبار خود را قربانی توجه کوتاهمدت کنند.
در نهایت شاید سؤال اصلی این نباشد که «چرا بعضی افراد از یک سازنده محتوا متنفرند؟» بلکه این باشد:
«آیا میتوان بدون ایجاد هیچ مخالفی، به چهرهای واقعاً تأثیرگذار در اینترنت تبدیل شد؟»

بدون دیدگاه