بررسی اینکه چگونه الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی و موتورهای پیشنهاد محتوا، نقش تصمیم‌گیرندگان سنتی رسانه را بر عهده گرفته‌اند و بر آنچه می‌بینیم، می‌خوانیم و باور می‌کنیم تأثیر می‌گذارند

زمانی نه‌چندان دور، مسیر رسیدن اطلاعات به مردم نسبتاً مشخص بود. روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، مجلات و خبرگزاری‌ها تصمیم می‌گرفتند چه موضوعی ارزش انتشار دارد و چه چیزی نباید در مرکز توجه قرار بگیرد. سردبیران در واقع دروازه‌بانان جریان اطلاعات بودند و بخش بزرگی از آنچه مردم درباره جهان می‌دانستند، از فیلتر تصمیم‌های آن‌ها عبور می‌کرد.

اما اینترنت این ساختار را تغییر داد.

امروز میلیاردها محتوا در هر لحظه در فضای آنلاین منتشر می‌شود. هیچ تیم انسانی نمی‌تواند این حجم از اطلاعات را مدیریت یا دسته‌بندی کند. در نتیجه وظیفه انتخاب، اولویت‌بندی و نمایش محتوا به سیستم‌های الگوریتمی سپرده شده است.

وقتی وارد یک شبکه اجتماعی می‌شویم، ویدیوهای پیشنهادی را مشاهده می‌کنیم، اخبار را مرور می‌کنیم یا حتی نتایج جستجو را می‌بینیم، در واقع با تصمیم‌هایی مواجه هستیم که بخش زیادی از آن‌ها توسط الگوریتم‌ها گرفته شده‌اند.

همین موضوع این پرسش مهم را مطرح می‌کند:

آیا الگوریتم‌ها در حال تبدیل شدن به سردبیرهای جدید اینترنت هستند؟

الگوریتم‌ها تصمیم می‌گیرند چه چیزی دیده شود

یکی از مهم‌ترین قدرت‌های یک سردبیر، انتخاب موضوعات قابل مشاهده برای مخاطب است.

در رسانه‌های سنتی فضای محدودی برای انتشار وجود داشت. سردبیران باید تصمیم می‌گرفتند کدام خبر در صفحه اول قرار بگیرد، کدام گزارش منتشر شود و چه موضوعاتی اهمیت بیشتری داشته باشند.

در فضای دیجیتال نیز همین فرآیند همچنان وجود دارد، اما این بار به شکل متفاوت.

هر روز حجم عظیمی از محتوا تولید می‌شود و مخاطب فقط بخش کوچکی از آن را می‌بیند. دلیل این موضوع ساده است؛ هیچ فردی زمان کافی برای مشاهده همه مطالب موجود را ندارد.

در نتیجه الگوریتم‌ها وارد عمل می‌شوند.

آن‌ها بررسی می‌کنند چه چیزی احتمالاً توجه شما را جلب می‌کند، چه موضوعی شما را بیشتر در پلتفرم نگه می‌دارد و کدام محتوا بیشترین تعامل را ایجاد می‌کند. سپس بر اساس همین محاسبات تصمیم می‌گیرند چه چیزی در صفحه شما ظاهر شود.

به بیان دیگر، الگوریتم‌ها تعیین می‌کنند کدام صداها شنیده شوند و کدام صداها در میان انبوه محتوا گم شوند.

این دقیقاً همان نقشی است که سال‌ها پیش سردبیران رسانه‌ها ایفا می‌کردند.

تفاوت مهم میان سردبیر انسانی و الگوریتم

با وجود شباهت‌های زیاد، یک تفاوت اساسی میان سردبیرهای سنتی و الگوریتم‌ها وجود دارد.

سردبیر انسانی معمولاً تصمیم‌های خود را بر اساس معیارهایی مانند اهمیت عمومی، ارزش خبری، مسئولیت اجتماعی یا سیاست‌های رسانه اتخاذ می‌کند.

اما الگوریتم‌ها اغلب بر اساس داده‌ها عمل می‌کنند.

آن‌ها احساس مسئولیت اجتماعی ندارند.

دغدغه حقیقت ندارند.

نگران کیفیت گفت‌وگوهای عمومی نیستند.

وظیفه اصلی آن‌ها اجرای هدفی است که برایشان تعریف شده است.

اگر هدف افزایش زمان حضور کاربران باشد، الگوریتم به سمت محتوایی حرکت می‌کند که افراد را بیشتر درگیر نگه دارد.

اگر هدف افزایش تعامل باشد، محتواهایی که واکنش بیشتری ایجاد می‌کنند شانس بیشتری برای دیده شدن خواهند داشت.

در نتیجه، انتخاب‌های الگوریتمی لزوماً با انتخاب‌های روزنامه‌نگارانه یکسان نیستند.

این تفاوت می‌تواند تأثیرات عمیقی بر کیفیت اطلاعاتی که مصرف می‌کنیم داشته باشد.

محبوب‌ترین محتوا همیشه مفیدترین محتوا نیست

یکی از پیامدهای مهم قدرت گرفتن الگوریتم‌ها این است که معیار موفقیت محتوا تغییر کرده است.

در بسیاری از پلتفرم‌ها، میزان دیده شدن یک محتوا ارتباط مستقیمی با واکنش مخاطبان دارد.

لایک‌ها.

اشتراک‌گذاری‌ها.

کامنت‌ها.

و زمان تماشا.

مشکل اینجاست که محتوایی که بیشترین واکنش را ایجاد می‌کند، لزوماً دقیق‌ترین یا ارزشمندترین محتوا نیست.

گاهی یک خبر جنجالی بیشتر از یک گزارش دقیق دیده می‌شود.

گاهی یک ادعای اغراق‌آمیز سریع‌تر از یک تحلیل علمی منتشر می‌شود.

گاهی خشم و هیجان بیشتر از آرامش و تفکر توجه مخاطبان را جلب می‌کند.

در چنین شرایطی الگوریتم‌ها ممکن است ناخواسته به تقویت محتواهایی کمک کنند که از نظر احساسی جذاب‌تر هستند، حتی اگر از نظر اطلاعاتی کیفیت پایین‌تری داشته باشند.

هر کاربر اینترنت، نسخه متفاوتی از واقعیت را می‌بیند

در گذشته میلیون‌ها نفر ممکن بود خبرهای مشابهی را از منابع مشترک دریافت کنند.

امروز شرایط متفاوت است.

الگوریتم‌ها تلاش می‌کنند محتوایی را نمایش دهند که با علایق، رفتارها و سابقه فعالیت هر فرد سازگار باشد.

در نتیجه دو نفر که در یک شهر زندگی می‌کنند، ممکن است هنگام باز کردن یک شبکه اجتماعی، جهان کاملاً متفاوتی را مشاهده کنند.

یکی بیشتر محتوای سیاسی ببیند.

دیگری سرگرمی.

فردی اخبار اقتصادی دریافت کند.

و فرد دیگری تقریباً هیچ مواجهه‌ای با این موضوعات نداشته باشد.

این شخصی‌سازی گسترده باعث شده است اینترنت از یک فضای مشترک به مجموعه‌ای از تجربه‌های شخصی تبدیل شود.

مزیتی که این سیستم ایجاد می‌کند، مرتبط‌تر شدن محتواهاست؛ اما در عین حال می‌تواند باعث محدود شدن زاویه دید افراد نیز شود.

الگوریتم‌ها در حال شکل دادن به فرهنگ دیجیتال هستند

قدرت الگوریتم‌ها فقط به نمایش محتوا محدود نمی‌شود.

آن‌ها به مرور زمان روی فرهنگ اینترنت نیز اثر می‌گذارند.

وقتی نوع خاصی از محتوا بیشتر دیده می‌شود، تولیدکنندگان بیشتری به سمت همان سبک حرکت می‌کنند.

وقتی یک قالب ویدیویی موفق می‌شود، صدها نفر از آن تقلید می‌کنند.

وقتی یک موضوع خاص بازدید بالایی می‌گیرد، موجی از محتواهای مشابه شکل می‌گیرد.

به این ترتیب الگوریتم‌ها تنها انتخاب‌کننده محتوا نیستند؛ آن‌ها به شکلی غیرمستقیم در تعیین روندهای فرهنگی نیز نقش دارند.

بسیاری از ترندهایی که امروز در فضای آنلاین مشاهده می‌کنیم، حاصل تعامل میان رفتار کاربران و سازوکارهای الگوریتمی هستند.

در واقع فرهنگ دیجیتال مدرن تا حد زیادی در گفت‌وگوی دائمی میان انسان‌ها و الگوریتم‌ها شکل می‌گیرد.

قدرتی بزرگ با شفافیتی محدود

یکی از ویژگی‌های سردبیران سنتی این بود که هویت آن‌ها مشخص بود.

مخاطب می‌دانست چه کسانی تصمیم‌گیرنده هستند و سیاست‌های رسانه از کجا نشأت می‌گیرد.

اما درباره الگوریتم‌ها وضعیت پیچیده‌تر است.

بخش بزرگی از نحوه عملکرد این سیستم‌ها برای عموم کاربران شفاف نیست.

بیشتر افراد نمی‌دانند دقیقاً چرا یک ویدیو به آن‌ها پیشنهاد شده است.

چرا یک خبر بیشتر دیده می‌شود.

یا چرا محتوایی خاص ناگهان میلیون‌ها بازدید به دست می‌آورد.

در حالی که این سیستم‌ها تأثیر گسترده‌ای بر جریان اطلاعات دارند، جزئیات عملکرد آن‌ها معمولاً در اختیار شرکت‌های فناوری باقی می‌ماند.

همین موضوع باعث شده بحث‌های گسترده‌ای درباره شفافیت، مسئولیت‌پذیری و نظارت بر الگوریتم‌ها شکل بگیرد.

آیا آینده رسانه‌ها در دست الگوریتم‌ها خواهد بود؟

واقعیت این است که بازگشت به دنیای بدون الگوریتم تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.

حجم اطلاعات در اینترنت آن‌قدر زیاد شده که بدون سیستم‌های هوشمند، مدیریت و دسترسی به محتوا دشوار خواهد بود.

اما پرسش اصلی این نیست که آیا الگوریتم‌ها باید وجود داشته باشند یا نه.

سؤال مهم‌تر این است که چگونه باید طراحی شوند.

چه معیارهایی را در اولویت قرار دهند.

چه میزان شفاف باشند.

و چگونه میان منافع تجاری، کیفیت اطلاعات و سلامت گفت‌وگوهای عمومی تعادل برقرار کنند.

زیرا هرچه نقش آن‌ها در هدایت توجه کاربران بیشتر می‌شود، تأثیرشان بر جامعه نیز عمیق‌تر خواهد شد.

جمع‌بندی

الگوریتم‌ها امروزه بسیاری از وظایفی را انجام می‌دهند که زمانی بر عهده سردبیران رسانه‌ها بود. آن‌ها تصمیم می‌گیرند چه چیزی دیده شود، چه محتوایی گسترش پیدا کند و چه موضوعاتی در مرکز توجه قرار بگیرند. با این حال برخلاف سردبیران انسانی، تصمیم‌های آن‌ها بیشتر بر پایه داده‌ها و الگوهای رفتاری کاربران شکل می‌گیرد.

همین مسئله باعث شده الگوریتم‌ها به یکی از قدرتمندترین نیروهای شکل‌دهنده تجربه دیجیتال انسان تبدیل شوند؛ نیروهایی که نه تنها بر آنچه می‌بینیم، بلکه بر آنچه درباره جهان فکر می‌کنیم نیز تأثیر می‌گذارند.

شاید به همین دلیل است که بحث درباره آینده اینترنت دیگر فقط درباره فناوری نیست، بلکه درباره قدرت، فرهنگ و جریان اطلاعات نیز هست.

در نهایت شاید سؤال اصلی این نباشد که «الگوریتم‌ها چه چیزی را به ما نشان می‌دهند؟» بلکه این باشد:

«وقتی الگوریتم‌ها تعیین می‌کنند چه چیزی ارزش دیده شدن دارد، چه کسی در حال شکل دادن به درک ما از جهان است؟»

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *