بررسی اینکه آیا هنوز میتوان با محتوای آموزشی در یوتیوب رشد کرد یا رقابت آنقدر زیاد شده که ورود به این حوزه دیگر ارزش ندارد
اگر چند سال پیش از کسی میپرسیدید برای یاد گرفتن یک مهارت جدید چه کار میکند، احتمالاً پاسخهایی مثل کلاس آموزشی، کتاب یا دورههای حضوری میشنیدید. اما امروز برای میلیونها نفر اولین پاسخ یک چیز است: یوتیوب.
از برنامهنویسی و طراحی گرفته تا آشپزی، موسیقی، زبان، بازاریابی و حتی مهارتهای بسیار تخصصی، تقریباً برای هر موضوعی هزاران ویدیو وجود دارد. همین موضوع باعث شده بسیاری از افرادی که قصد راهاندازی یک کانال آموزشی دارند، با یک نگرانی مشترک روبهرو شوند:
«آیا دیگر خیلی دیر نشده؟»
وقتی نتایج جستجو پر از ویدیوهای مشابه است و کانالهای بزرگ سالهاست در آن حوزه فعالیت میکنند، طبیعی است که احساس شود بازار کاملاً اشباع شده است.
اما واقعیت کمی پیچیدهتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
چیزی که اشباع میشود، موضوع نیست؛ زاویه دید است
بسیاری از افراد تصور میکنند اگر هزاران ویدیو درباره یک موضوع وجود داشته باشد، دیگر جایی برای تولیدکننده جدید باقی نمانده است.
اما اگر این منطق کاملاً درست بود، امروز نباید هیچ کانال جدید موفقی در حوزه آموزش رشد میکرد.
در عمل چیزی که اغلب اشباع میشود خود موضوع نیست، بلکه روش تکراری ارائه آن است.
برای مثال هزاران نفر ممکن است درباره یادگیری زبان انگلیسی محتوا تولید کنند، اما همه آنها یک تجربه یکسان ارائه نمیدهند. بعضی آموزش میدهند، بعضی داستان تعریف میکنند، بعضی از تجربه شخصی استفاده میکنند و بعضی دیگر مسائل را از زاویهای متفاوت توضیح میدهند.
مخاطب معمولاً فقط دنبال اطلاعات نیست؛ او دنبال کسی است که بتواند آن اطلاعات را به شکلی قابل فهم، جذاب و قابل اعتماد منتقل کند.
تقاضا برای یادگیری هنوز در حال رشد است
یکی از اشتباهات رایج این است که افراد فقط به تعداد تولیدکنندگان محتوا نگاه میکنند و تعداد مخاطبان را نادیده میگیرند.
در حالی که هر سال افراد بیشتری برای یادگیری به اینترنت مراجعه میکنند.
فناوریهای جدید، مشاغل جدید، ابزارهای جدید و تغییرات سریع دنیای دیجیتال باعث میشوند نیاز به آموزش تقریباً هیچوقت متوقف نشود.
حتی در موضوعاتی که سالها درباره آنها محتوا تولید شده، باز هم افراد جدیدی وارد میشوند که همان سؤالها را دارند.
به همین دلیل محتوای آموزشی برخلاف بسیاری از ترندهای کوتاهمدت، معمولاً عمر طولانیتری دارد.
ممکن است یک ویدیوی آموزشی ماهها یا حتی سالها پس از انتشار همچنان بازدید دریافت کند، چون مسئلهای را حل میکند که هنوز برای افراد جدید وجود دارد.
مخاطبان فقط به دنبال اطلاعات نیستند
اگر صرفاً اطلاعات مهم بود، احتمالاً یک مقاله یا چند خط متن برای پاسخ دادن به بیشتر سؤالها کافی بود.
اما افراد همچنان ساعتها ویدیوهای آموزشی تماشا میکنند.
دلیلش این است که آموزش فقط انتقال اطلاعات نیست.
لحن توضیح دادن، نحوه روایت، مثالها، تجربه شخصی و حتی شخصیت مدرس میتواند تجربه یادگیری را کاملاً تغییر دهد.
به همین دلیل دو ویدیو درباره یک موضوع مشابه میتوانند نتایج کاملاً متفاوتی بگیرند.
گاهی مخاطب به خاطر محتوا وارد کانال میشود، اما به خاطر شیوه آموزش در آن میماند.
مشکل اصلی رقابت نیست؛ کیفیت متوسط است
جالب است که بسیاری از حوزههای آموزشی از نظر تعداد محتوا شلوغ هستند، اما بخش بزرگی از این محتواها کیفیت متوسط یا ضعیفی دارند.
خیلی از ویدیوها ناقصاند، توضیح کافی نمیدهند، ساختار مشخصی ندارند یا مسئله مخاطب را بهطور کامل حل نمیکنند.
به همین دلیل هنوز هم برای محتوای آموزشی باکیفیت فضا وجود دارد.
مخاطبان معمولاً حاضرند دهها ویدیو را رد کنند تا بالاخره به محتوایی برسند که واقعاً به آنها کمک کند.
در چنین شرایطی، کیفیت میتواند مهمتر از تعداد رقبا باشد.
کانالهای آموزشی موفق معمولاً فقط آموزش نمیدهند
یکی از ویژگیهای کانالهای آموزشی بزرگ این است که صرفاً اطلاعات ارائه نمیکنند.
آنها اعتماد میسازند.
وقتی مخاطب چند بار از یک کانال پاسخ مفید دریافت میکند، احتمال زیادی دارد که برای یادگیری موضوعات بعدی هم به همان کانال برگردد.
در نتیجه رشد بسیاری از کانالهای آموزشی فقط به خاطر محتوای یک ویدیو نیست؛ بلکه به خاطر رابطهای است که به مرور زمان با مخاطبان خود ایجاد میکنند.
همین موضوع باعث میشود بعضی کانالها به مرجع یک حوزه تبدیل شوند، حتی اگر در ابتدا نسبت به رقبا کوچکتر بوده باشند.
پس چرا بسیاری از افراد احساس میکنند حوزه آموزش اشباع شده است؟
بخشی از این احساس به مقایسه برمیگردد.
وقتی یک تولیدکننده تازهکار وارد حوزهای میشود و بلافاصله کانالهایی با صدها هزار یا میلیونها دنبالکننده را میبیند، طبیعی است که تصور کند دیگر فرصتی وجود ندارد.
اما این مقایسه معمولاً یک نکته مهم را نادیده میگیرد:
بیشتر این کانالها نتیجه سالها فعالیت مستمر هستند.
آنها از روز اول بزرگ نبودهاند.
در واقع چیزی که امروز به عنوان «اشباع» دیده میشود، اغلب نتیجه حضور تعداد زیادی تولیدکننده موفق است؛ نه لزوماً نبود فرصت برای افراد جدید.
جمعبندی
محتوای آموزشی بدون شک یکی از رقابتیترین حوزههای یوتیوب است، اما رقابتی بودن لزوماً به معنی اشباع کامل نیست. نیاز به یادگیری همچنان وجود دارد و هر روز افراد جدیدی به دنبال پاسخ سؤالهای خود هستند.
آنچه رشد را دشوار میکند صرفاً تعداد رقبا نیست، بلکه تولید محتوایی است که واقعاً بتواند مشکلی را حل کند، اعتماد ایجاد کند و تجربه یادگیری بهتری ارائه دهد.
در نهایت شاید سؤال اصلی این نباشد که «آیا آموزش اشباع شده است؟» بلکه سؤال مهمتر این باشد:
«چه چیزی در آموزش من وجود دارد که باعث شود مخاطب به جای صدها گزینه دیگر، مرا انتخاب کند؟»

بدون دیدگاه