بررسی اینکه چرا بسیاری از کاربران برای پیدا کردن پاسخ سؤال‌های خود به سراغ تولیدکنندگان محتوا می‌روند و آیا جستجو در میان ویدیوها و تجربه‌های شخصی در حال تبدیل شدن به رقیبی برای موتورهای جستجوی سنتی است یا نه

سال‌ها گوگل نقطه شروع اینترنت بود. هر زمان که سؤالی داشتیم، مشکلی پیش می‌آمد یا می‌خواستیم درباره موضوعی اطلاعات کسب کنیم، اولین واکنش ما باز کردن گوگل و جستجوی چند کلمه بود. این رفتار آن‌قدر رایج شده بود که «گوگل کردن» به بخشی از زبان روزمره تبدیل شد.

اما در سال‌های اخیر اتفاق جالبی در حال رخ دادن است. بسیاری از کاربران، به‌ویژه نسل‌های جوان‌تر، برای پیدا کردن پاسخ سؤالات خود مستقیماً به سراغ یوتیوب، تیک‌تاک، اینستاگرام یا کانال‌های مورد اعتمادشان می‌روند. آن‌ها به جای خواندن چندین صفحه وب، ترجیح می‌دهند ویدیوی یک تولیدکننده محتوا را تماشا کنند که تجربه خود را توضیح می‌دهد، محصولی را امتحان می‌کند یا راه‌حلی را قدم به قدم نشان می‌دهد.

این تغییر رفتار باعث شده مفهوم جدیدی شکل بگیرد؛ مفهومی که برخی آن را «Creator Search» می‌نامند. دنیایی که در آن کاربران به جای جستجو میان وب‌سایت‌ها، در میان انسان‌ها و تجربه‌های آن‌ها به دنبال پاسخ می‌گردند.

کاربران دیگر فقط به دنبال اطلاعات نیستند

در سال‌های ابتدایی اینترنت، دسترسی به اطلاعات مهم‌ترین نیاز کاربران بود. اگر می‌خواستید بدانید چگونه یک نرم‌افزار را نصب کنید، دوربین جدیدی بخرید یا به شهری سفر کنید، کافی بود اطلاعات مرتبط را پیدا کنید.

امروز اما اطلاعات تقریباً همه‌جا وجود دارد. هزاران مقاله، صدها وب‌سایت و میلیون‌ها صفحه درباره تقریباً هر موضوعی در دسترس هستند. مشکل اصلی دیگر کمبود اطلاعات نیست، بلکه انتخاب میان حجم عظیمی از اطلاعات است.

در چنین شرایطی کاربران فقط به دنبال پاسخ نیستند؛ آن‌ها می‌خواهند بدانند کدام پاسخ قابل اعتمادتر است. دوست دارند تجربه واقعی یک فرد را ببینند. می‌خواهند نتیجه استفاده از یک محصول را با چشم خود مشاهده کنند. ترجیح می‌دهند کسی که قبلاً همان مسیر را طی کرده، تجربه‌اش را برایشان توضیح دهد.

به همین دلیل است که جستجو به تدریج از پیدا کردن اطلاعات به پیدا کردن افراد تغییر جهت داده است.

انسان‌ها به انسان‌ها بیشتر از وب‌سایت‌ها اعتماد می‌کنند

وقتی کاربری درباره خرید یک لپ‌تاپ تحقیق می‌کند، ممکن است ده‌ها مقاله مختلف پیدا کند. اما اغلب افراد در نهایت به سراغ ویدیویی می‌روند که شخصی واقعی محصول را در دست گرفته، مزایا و معایب آن را توضیح داده و تجربه خود را به اشتراک گذاشته است.

دلیل این موضوع فقط راحتی نیست.

انسان‌ها به طور طبیعی با روایت‌های انسانی ارتباط قوی‌تری برقرار می‌کنند. ما راحت‌تر به چهره‌ها اعتماد می‌کنیم تا به متن‌های بی‌نام. وقتی تولیدکننده‌ای را بارها دیده‌ایم، سبک صحبت کردن او را می‌شناسیم و احساس می‌کنیم شخصیتش را درک کرده‌ایم، نظر او برایمان ارزش بیشتری پیدا می‌کند.

به همین دلیل بسیاری از کاربران هنگام جستجو در واقع به دنبال پاسخ یک سؤال نیستند؛ آن‌ها به دنبال نظر فردی هستند که به او اعتماد دارند.

ویدیو بسیاری از ابهام‌ها را از بین می‌برد

یکی از نقاط ضعف جستجوی سنتی این است که بسیاری از موضوعات را نمی‌توان به سادگی با متن توضیح داد.

فرض کنید فردی می‌خواهد یاد بگیرد چگونه یک دوربین را تنظیم کند، یک وسیله را تعمیر کند یا مهارتی جدید را یاد بگیرد. خواندن یک مقاله ممکن است مفید باشد، اما دیدن فردی که همان کار را مرحله به مرحله انجام می‌دهد، معمولاً تجربه بسیار ساده‌تر و قابل فهم‌تری ایجاد می‌کند.

به همین دلیل یوتیوب در بسیاری از حوزه‌ها از یک پلتفرم سرگرمی به یک موتور جستجوی آموزشی تبدیل شده است.

کاربران نه تنها پاسخ را دریافت می‌کنند، بلکه فرآیند رسیدن به پاسخ را نیز مشاهده می‌کنند. همین ویژگی باعث می‌شود بسیاری از افراد برای موضوعات عملی و آموزشی، ویدیو را به نتایج سنتی جستجو ترجیح دهند.

سازندگان محتوا به برندهای اطلاعاتی تبدیل شده‌اند

در گذشته اعتبار معمولاً متعلق به رسانه‌ها و وب‌سایت‌ها بود. افراد به نام یک روزنامه، مجله یا مؤسسه اعتماد می‌کردند. اما اینترنت به تدریج این معادله را تغییر داده است.

امروز در بسیاری از حوزه‌ها، کاربران بیش از آنکه به یک سایت اعتماد کنند، به یک تولیدکننده محتوا اعتماد دارند. آن‌ها ممکن است برای بررسی فناوری همیشه سراغ یک کانال خاص بروند، برای یادگیری کسب‌وکار یک پادکست مشخص را دنبال کنند یا برای انتخاب مقصد سفر به تجربه یک سفرساز خاص تکیه کنند.

در این شرایط، خودِ تولیدکننده به یک موتور جستجوی انسانی تبدیل می‌شود. مخاطب به جای جستجوی عمومی، مستقیماً سراغ فردی می‌رود که از قبل اعتبارش را پذیرفته است.

این اتفاق یکی از مهم‌ترین تغییرات اکوسیستم محتوا در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

جستجو در حال تبدیل شدن به کشف است

جالب است که بسیاری از کاربران حتی وقتی پاسخ دقیقی در ذهن ندارند، باز هم به سراغ تولیدکنندگان محتوا می‌روند.

در گوگل معمولاً کاربر سؤال مشخصی دارد و به دنبال پاسخ مشخصی می‌گردد. اما در یوتیوب یا شبکه‌های اجتماعی، افراد اغلب در حال کشف هستند. آن‌ها می‌خواهند گزینه‌های مختلف را ببینند، تجربه‌های متفاوت را بشنوند و از دیدگاه‌های گوناگون آگاه شوند.

به همین دلیل مرز میان جستجو و سرگرمی کم‌رنگ‌تر شده است. بسیاری از کاربران در حالی که به دنبال پاسخ هستند، هم‌زمان سرگرم نیز می‌شوند.

این ویژگی باعث شده Creator Search تجربه‌ای متفاوت از جستجوی سنتی ارائه دهد؛ تجربه‌ای که بیشتر شبیه گفت‌وگو با یک انسان است تا مراجعه به یک پایگاه داده.

اما گوگل هنوز از بین نرفته است

با وجود تمام این تغییرات، بعید است موتورهای جستجو به طور کامل جای خود را به تولیدکنندگان محتوا بدهند.

بسیاری از نیازهای اطلاعاتی همچنان به پاسخ‌های سریع، دقیق و ساختاریافته نیاز دارند. زمانی که فرد به دنبال آمار، تعریف یک مفهوم، اطلاعات علمی یا پاسخ فوری یک سؤال مشخص است، موتورهای جستجو همچنان مزیت‌های مهمی دارند.

آنچه در حال تغییر است، نقطه شروع جستجو برای برخی دسته از موضوعات است. کاربران برای موضوعاتی که به تجربه، نظر شخصی، آموزش عملی یا بررسی واقعی نیاز دارند، بیش از گذشته به سراغ سازندگان محتوا می‌روند. اما برای بسیاری از نیازهای دیگر همچنان از ابزارهای جستجوی سنتی استفاده می‌کنند.

بنابراین احتمالاً آینده نه متعلق به حذف یک مدل، بلکه متعلق به همزیستی دو مدل متفاوت از جستجو خواهد بود.

جمع‌بندی

نشانه‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد بخشی از کاربران، به‌ویژه نسل‌های جدید، دیگر فقط در موتورهای جستجو به دنبال پاسخ نمی‌گردند. آن‌ها به سمت تولیدکنندگان محتوا حرکت کرده‌اند؛ افرادی که علاوه بر اطلاعات، تجربه، شخصیت، روایت و اعتماد را نیز ارائه می‌کنند.

در این مدل جدید، ارزش اصلی فقط دسترسی به پاسخ نیست. آنچه اهمیت پیدا می‌کند این است که چه کسی آن پاسخ را ارائه می‌دهد. به همین دلیل بسیاری از سازندگان محتوا به منابع اطلاعاتی مستقلی تبدیل شده‌اند که کاربران مستقیماً برای یادگیری، تصمیم‌گیری و حل مسائل به سراغ آن‌ها می‌روند.

شاید به همین دلیل است که آینده جستجو فقط درباره الگوریتم‌ها و موتورهای جستجو نخواهد بود؛ بلکه درباره رابطه میان انسان‌ها و افرادی خواهد بود که به آن‌ها اعتماد دارند.

در نهایت شاید سؤال اصلی این نباشد که «کاربران در کجا جستجو می‌کنند؟» بلکه این باشد:

«در آینده، مردم بیشتر به پاسخ‌ها اعتماد خواهند کرد یا به افرادی که آن پاسخ‌ها را ارائه می‌دهند؟»

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *