بررسی اینکه چرا بسیاری از کاربران احساس می‌کنند اینترنت دیگر مانند گذشته نیست و آیا ما واقعاً شاهد افول اینترنت هستیم یا فقط در حال ورود به مرحله‌ای جدید از تکامل آن هستیم

برای بسیاری از افرادی که سال‌هاست از اینترنت استفاده می‌کنند، این احساس آشناست. وارد شبکه‌های اجتماعی می‌شوند و همه چیز تکراری به نظر می‌رسد. نتایج جستجو دیگر مانند گذشته مفید نیستند. وب‌سایت‌های مستقل کمتر دیده می‌شوند. بخش بزرگی از محتواها شبیه یکدیگر شده‌اند و الگوریتم‌ها دائماً تصمیم می‌گیرند چه چیزی را ببینیم و چه چیزی را نبینیم.

در سال‌های اخیر حتی اصطلاحاتی مانند «Dead Internet Theory» یا «مرگ اینترنت» در میان کاربران رایج شده است. اگرچه بسیاری از این بحث‌ها اغراق‌آمیز هستند، اما محبوبیت آن‌ها نشان می‌دهد که تعداد زیادی از افراد احساس می‌کنند چیزی در اینترنت تغییر کرده است؛ تغییری که همیشه مثبت به نظر نمی‌رسد.

اما آیا اینترنت واقعاً در حال مردن است؟

پاسخ کوتاه احتمالاً منفی است. آنچه در حال رخ دادن است بیشتر شبیه تغییر ماهیت اینترنت است تا مرگ آن. با این حال، دلیل اینکه بسیاری از کاربران چنین احساسی دارند، ارزش بررسی دقیق‌تری دارد.

اینترنت بزرگ‌تر شده، اما کوچک‌تر به نظر می‌رسد

در ظاهر اینترنت هیچ‌وقت تا این اندازه بزرگ نبوده است. میلیاردها کاربر آنلاین هستند، هر روز حجم عظیمی از محتوا تولید می‌شود و تعداد وب‌سایت‌ها و سرویس‌های دیجیتال همچنان در حال افزایش است.

اما تجربه روزمره بسیاری از کاربران دقیقاً برعکس این موضوع را القا می‌کند.

در گذشته افراد از وب‌سایت‌های مختلف بازدید می‌کردند، وبلاگ‌های شخصی می‌خواندند، در انجمن‌های تخصصی فعالیت می‌کردند و برای پیدا کردن مطالب جدید میان بخش‌های مختلف وب جستجو می‌کردند. اینترنت بیشتر شبیه مجموعه‌ای از شهرهای مختلف بود که هرکدام هویت خاص خود را داشتند.

امروز بخش بزرگی از فعالیت آنلاین در چند پلتفرم بزرگ متمرکز شده است. کاربران ساعت‌ها در شبکه‌های اجتماعی، سرویس‌های ویدیویی یا چند اپلیکیشن اصلی وقت می‌گذرانند، بدون اینکه واقعاً از مرزهای آن اکوسیستم خارج شوند.

به همین دلیل اینترنت از نظر فنی بزرگ‌تر شده، اما از نگاه بسیاری از کاربران کوچک‌تر و محدودتر به نظر می‌رسد.

الگوریتم‌ها جای کشف کردن را گرفته‌اند

یکی از لذت‌بخش‌ترین بخش‌های اینترنت اولیه، کشف کردن بود.

افراد هنگام جستجو یا گشت‌وگذار آنلاین به صورت اتفاقی با وب‌سایت‌ها، نویسندگان و ایده‌های جدید مواجه می‌شدند. هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دانست بعد از کلیک روی یک لینک به چه چیزی خواهد رسید.

امروز اما بخش زیادی از تجربه آنلاین توسط الگوریتم‌ها هدایت می‌شود.

پلتفرم‌ها تلاش می‌کنند محتواهایی را نمایش دهند که احتمالاً بیشتر مورد علاقه ما هستند. در نگاه اول این موضوع مفید به نظر می‌رسد، اما پیامد جانبی آن کاهش عنصر غافلگیری است.

وقتی سیستم دائماً بر اساس رفتار گذشته ما تصمیم می‌گیرد چه چیزی ببینیم، احتمال مواجهه با ایده‌ها و فضاهای کاملاً جدید کمتر می‌شود.

در نتیجه برخی کاربران احساس می‌کنند اینترنت دیگر مانند گذشته حس ماجراجویی و کشف ندارد.

محتوا بیشتر شده، اما اصالت کمتر به چشم می‌آید

یکی دیگر از دلایل شکل‌گیری احساس «مرگ اینترنت» شباهت روزافزون محتواها به یکدیگر است.

تولیدکنندگان محتوا تحت تأثیر الگوریتم‌ها، داده‌ها و ترندها قرار دارند. وقتی یک قالب موفق می‌شود، صدها نفر از آن تقلید می‌کنند. وقتی یک موضوع بازدید بالایی می‌گیرد، موجی از محتواهای مشابه تولید می‌شود.

در نتیجه کاربران بارها با نسخه‌های مختلف یک ایده مشابه مواجه می‌شوند.

این اتفاق فقط به ویدیوها محدود نیست. مقالات، پست‌های شبکه‌های اجتماعی، تصاویر و حتی بسیاری از گفتگوهای آنلاین نیز گاهی بیش از حد شبیه یکدیگر به نظر می‌رسند.

وقتی تنوع واقعی کاهش پیدا کند، اینترنت با وجود حجم عظیم محتوا ممکن است یکنواخت‌تر از گذشته احساس شود.

هوش مصنوعی این احساس را تشدید کرده است

ظهور هوش مصنوعی لایه جدیدی به این بحث اضافه کرده است.

امروزه بخش قابل توجهی از محتوای آنلاین با کمک ابزارهای هوش مصنوعی تولید می‌شود. از متن و تصویر گرفته تا ویدیو و صدا، تولید محتوا سریع‌تر و آسان‌تر از هر زمان دیگری شده است.

این تحول مزایای زیادی دارد، اما نگرانی‌هایی نیز ایجاد کرده است.

برخی کاربران نگران‌اند که اینترنت به تدریج از محتوای انسانی فاصله بگیرد و پر از محتواهایی شود که برای الگوریتم‌ها تولید شده‌اند، نه برای انسان‌ها.

وقتی افراد احساس کنند پشت بخش زیادی از آنچه می‌بینند دیگر تجربه واقعی یا صدای انسانی وجود ندارد، طبیعی است که تصور کنند بخشی از روح اولیه اینترنت در حال از بین رفتن است.

شاید آنچه در حال مرگ است، نسخه قدیمی اینترنت باشد

بسیاری از افرادی که از مرگ اینترنت صحبت می‌کنند، در واقع درباره از دست رفتن تجربه‌ای خاص حرف می‌زنند.

اینترنت دهه‌های گذشته محیطی متفاوت بود. کاربران کمتر بودند، شرکت‌های بزرگ کنترل کمتری داشتند و فضای بیشتری برای آزمایش، خلاقیت و ارتباطات کوچک وجود داشت.

اما رشد میلیاردی کاربران و ورود سرمایه‌های عظیم باعث شد اینترنت به زیرساخت اصلی زندگی مدرن تبدیل شود. چیزی که زمانی شبیه یک شهر کوچک و خلاق بود، امروز بیشتر به یک کلان‌شهر جهانی شباهت دارد.

کلان‌شهرها فرصت‌های بیشتری دارند، اما معمولاً بخشی از صمیمیت و هویت گذشته خود را نیز از دست می‌دهند.

شاید بسیاری از افراد در واقع دلتنگ اینترنتی هستند که در آن بزرگ شده‌اند، نه اینکه واقعاً معتقد باشند اینترنت در حال نابودی است.

اینترنت هنوز زنده است، اما در حال تغییر مکان است

نکته جالب اینجاست که بسیاری از ویژگی‌هایی که کاربران فکر می‌کنند از بین رفته‌اند، هنوز وجود دارند؛ فقط کمتر دیده می‌شوند.

انجمن‌های تخصصی هنوز فعال هستند.

وبلاگ‌های مستقل هنوز نوشته می‌شوند.

جوامع کوچک آنلاین همچنان شکل می‌گیرند.

خبرنامه‌ها، سرورهای خصوصی، گروه‌های تخصصی و فضاهای مستقل اینترنتی همچنان زنده‌اند.

اما برخلاف گذشته، این بخش‌ها دیگر مرکز اینترنت نیستند. آن‌ها بیشتر در گوشه‌های کمتر دیده‌شده وب قرار گرفته‌اند.

به همین دلیل برخی کاربران پس از سال‌ها حضور در پلتفرم‌های بزرگ، دوباره به دنبال این فضاهای کوچک‌تر می‌روند؛ فضاهایی که یادآور اینترنتی هستند که زمانی عاشقش شده بودند.

جمع‌بندی

اینترنت احتمالاً در حال مردن نیست، اما بدون شک در حال تغییر است. تمرکز قدرت در پلتفرم‌های بزرگ، نقش پررنگ الگوریتم‌ها، افزایش محتوای تکراری و ظهور هوش مصنوعی باعث شده تجربه آنلاین بسیاری از کاربران با گذشته تفاوت زیادی پیدا کند.

احساس «مرگ اینترنت» بیش از آنکه درباره پایان اینترنت باشد، درباره از دست رفتن برخی ویژگی‌هایی است که زمانی آن را هیجان‌انگیز، غیرقابل پیش‌بینی و انسانی می‌کردند. با این حال، همان ویژگی‌ها هنوز در بخش‌هایی از وب وجود دارند؛ فقط پیدا کردن آن‌ها به تلاش بیشتری نیاز دارد.

شاید اینترنت نمرده باشد. شاید فقط آن‌قدر بزرگ شده که پیدا کردن بخش‌هایی که دوستشان داشتیم، سخت‌تر از گذشته شده است.

در نهایت شاید سؤال اصلی این نباشد که «آیا اینترنت در حال مردن است؟» بلکه این باشد:

«اگر اینترنت دیگر شبیه گذشته نیست، آیا ما در حال از دست دادن آن هستیم یا فقط باید دوباره یاد بگیریم چگونه آن را پیدا کنیم؟»

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *