بررسی اینکه چگونه آمارها، تحلیلها و الگوریتمهای پلتفرمها به بخش جداییناپذیر فرآیند تولید محتوا تبدیل شدهاند و آیا این وابستگی میتواند خلاقیت و نوآوری را محدود کند یا نه
در گذشته بسیاری از تولیدکنندگان محتوا بر اساس سلیقه شخصی، تجربه و شهود خود تصمیم میگرفتند چه چیزی بسازند. آنها نمیدانستند دقیقاً چند نفر تا پایان ویدیو را تماشا کردهاند، در چه ثانیهای صفحه را ترک کردهاند یا کدام جمله بیشترین تعامل را ایجاد کرده است. اما امروز تقریباً هر اقدامی در فضای دیجیتال قابل اندازهگیری است. از نرخ کلیک و مدت زمان تماشا گرفته تا رفتار کاربران در کوچکترین جزئیات، همه چیز به داده تبدیل شده است.
این حجم از اطلاعات مزایای بزرگی به همراه آورده است، اما در عین حال سؤال مهمی را نیز مطرح میکند: آیا تولیدکنندگان محتوا هنوز برای انسانها محتوا میسازند یا بیشتر برای اعداد و نمودارها؟
دادهها تصمیمگیری را آسانتر کردهاند
دسترسی به اطلاعات دقیق درباره رفتار مخاطبان یکی از بزرگترین مزیتهای عصر دیجیتال است. تولیدکننده دیگر مجبور نیست حدس بزند مخاطبان چه چیزی را دوست دارند یا از چه چیزی استقبال نمیکنند. او میتواند تقریباً در لحظه ببیند کدام ویدیو عملکرد بهتری داشته، کدام موضوع مخاطبان بیشتری جذب کرده و چه نوع محتوایی باعث افزایش تعامل شده است.
این دادهها به سازندگان کمک میکنند اشتباهات خود را سریعتر تشخیص دهند و محتوایی تولید کنند که ارتباط مؤثرتری با مخاطبان برقرار کند. بسیاری از کانالها و برندهای موفق امروزی بدون استفاده از تحلیل دادهها احتمالاً هرگز به جایگاه فعلی خود نمیرسیدند.
مشکل از جایی آغاز میشود که دادهها از یک ابزار راهنما به تنها معیار تصمیمگیری تبدیل میشوند.
وقتی آمار جای شهود را میگیرد
بخش بزرگی از موفقیت بسیاری از آثار ماندگار تاریخ، نتیجه انجام کاری بوده که در زمان خود منطقی به نظر نمیرسیده است. بسیاری از فیلمها، کتابها و ایدههای تأثیرگذار اگر قرار بود فقط بر اساس دادههای موجود ساخته شوند، شاید هرگز فرصت تولید پیدا نمیکردند.
دادهها معمولاً به ما میگویند مخاطبان در گذشته چه چیزی را دوست داشتهاند، اما نمیتوانند همیشه پیشبینی کنند که در آینده عاشق چه چیزی خواهند شد.
وقتی یک تولیدکننده بیش از حد به آمار وابسته میشود، ممکن است به تدریج از ریسک کردن فاصله بگیرد. او به جای خلق ایدههای تازه، به سمت فرمولهایی حرکت میکند که قبلاً موفق بودهاند. نتیجه چنین رویکردی اغلب محتوایی است که کارآمد به نظر میرسد اما نوآوری چندانی ندارد.
در این شرایط خلاقیت جای خود را به بهینهسازی میدهد و تولیدکننده به جای اینکه آینده را شکل دهد، صرفاً گذشته را تکرار میکند.
الگوریتمها ناخودآگاه سلیقه سازندگان را تغییر میدهند
یکی از اتفاقات جالب در اقتصاد دیجیتال این است که تولیدکنندگان محتوا فقط تحت تأثیر مخاطبان نیستند؛ آنها تحت تأثیر الگوریتمها نیز قرار دارند.
وقتی سازنده بارها مشاهده میکند که یک نوع محتوا بازدید بیشتری میگیرد، به تدریج به سمت تولید بیشتر همان محتوا حرکت میکند. این اتفاق همیشه آگاهانه نیست. گاهی فرد تصور میکند خودش چنین سبکی را ترجیح میدهد، در حالی که انتخابهای او به مرور توسط بازخوردهای الگوریتمی شکل گرفتهاند.
در نتیجه بسیاری از کانالها به مرور شبیه یکدیگر میشوند. عنوانهای مشابه، ساختارهای مشابه، موضوعات مشابه و حتی لحنهای مشابه شکل میگیرند، زیرا همه در حال واکنش نشان دادن به مجموعهای از سیگنالهای آماری یکسان هستند.
به همین دلیل است که در برخی دورهها اینترنت پر از محتواهایی میشود که تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند.
همه چیزهای ارزشمند قابل اندازهگیری نیستند
یکی از محدودیتهای مهم دادهها این است که نمیتوانند تمام ابعاد تأثیرگذاری یک محتوا را نشان دهند.
یک ویدیو ممکن است میلیونها بازدید دریافت کند اما چند روز بعد فراموش شود. در مقابل، محتوایی دیگر شاید بازدید کمتری داشته باشد اما سالها در ذهن مخاطبان باقی بماند و روی زندگی آنها تأثیر بگذارد.
اعتماد.
الهامبخشی.
تأثیر فرهنگی.
وفاداری بلندمدت مخاطبان.
و بسیاری از احساسات انسانی دیگر به سادگی در قالب نمودارها و درصدها قابل اندازهگیری نیستند.
اگر تولیدکنندگان فقط به دادههای کوتاهمدت نگاه کنند، ممکن است ارزش چیزهایی را نادیده بگیرند که در بلندمدت اهمیت بیشتری دارند.
فشار دائمی برای رشد میتواند اعتیاد به داده ایجاد کند
بسیاری از تولیدکنندگان امروزی بارها در طول روز آمارهای خود را بررسی میکنند. تعداد بازدیدها، میزان تعامل، نرخ کلیک و رشد دنبالکنندگان به بخشی از زندگی روزمره آنها تبدیل شده است.
این موضوع تا حدی طبیعی است، زیرا عملکرد حرفهای آنها به این اعداد وابسته است. اما در برخی موارد، رابطهای ناسالم شکل میگیرد که در آن ارزش کار فرد بیش از حد با اعداد گره میخورد.
در چنین شرایطی یک افت موقت در آمار میتواند به اضطراب شدید منجر شود و یک رشد ناگهانی احساس موفقیت غیرواقعی ایجاد کند. به تدریج تمرکز از فرآیند خلق محتوا به واکنشهای آماری پس از انتشار منتقل میشود.
این وابستگی میتواند نه تنها خلاقیت، بلکه سلامت روانی بسیاری از سازندگان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بهترین تولیدکنندگان میان داده و شهود تعادل برقرار میکنند
دادهها ذاتاً مشکل نیستند. در واقع بسیاری از موفقترین تولیدکنندگان جهان از تحلیل دادهها به شکل گسترده استفاده میکنند. تفاوت در نحوه استفاده از آنهاست.
سازندگان باتجربه معمولاً دادهها را به عنوان قطبنما میبینند، نه به عنوان فرمانده. آنها از اطلاعات برای درک بهتر مخاطبان استفاده میکنند، اما اجازه نمیدهند تمام تصمیمهای خلاقانهشان توسط نمودارها تعیین شود.
این افراد میدانند که دادهها میتوانند نشان دهند مخاطبان امروز چه چیزی را دوست دارند، اما همیشه نمیتوانند مسیر فردا را مشخص کنند. به همین دلیل میان تحلیل منطقی و شهود خلاقانه تعادل برقرار میکنند.
بسیاری از بزرگترین نوآوریها زمانی اتفاق افتادهاند که فردی تصمیم گرفته برخلاف آنچه دادهها پیشنهاد میکنند، مسیر تازهای را امتحان کند.
جمعبندی
دادهها یکی از قدرتمندترین ابزارهایی هستند که تاکنون در اختیار تولیدکنندگان محتوا قرار گرفتهاند. آنها به سازندگان کمک میکنند رفتار مخاطبان را بهتر درک کنند، تصمیمهای آگاهانهتری بگیرند و عملکرد خود را بهبود ببخشند. اما زمانی که این دادهها به تنها معیار تصمیمگیری تبدیل شوند، ممکن است خلاقیت، نوآوری و ریسکپذیری را محدود کنند.
محتوای موفق فقط حاصل تحلیل اعداد نیست. بسیاری از ایدههایی که بعدها به ترندهای بزرگ تبدیل شدهاند، در ابتدا هیچ دادهای برای اثبات موفقیت خود نداشتهاند. به همین دلیل شاید مهمترین مهارت تولیدکنندگان آینده نه توانایی تحلیل دادهها، بلکه توانایی تشخیص لحظهای باشد که باید از دادهها فاصله بگیرند و به قضاوت انسانی خود اعتماد کنند.
در نهایت شاید سؤال اصلی این نباشد که «دادهها چه چیزی را به ما میگویند؟» بلکه این باشد:
«اگر همه فقط از دادههای گذشته پیروی کنند، چه کسی قرار است آینده محتوا را خلق کند؟»

بدون دیدگاه